سلام بچه ها خوفيد خوشيد  نزنيد بابا نامردا نزنيد ميدونم خودم دير اپ كردم خوب بابا دليل داره واسيه اهه ميگم واسيد كشتيد منو شماها قاتلا جنايتكارا  اولا من يه هفته نت نيومدم بعدشم دليل اصلي تر تر ترم اينه كه مگه من نگفتم نظر بديد تا شماها نظر نديد من دوباره اپ نميكنم  چه بخوايد چه نخوايد  ولي خدايي دلم براتون خيلي تنگيده داشتم احوال پرسي ميكردما  انشالله كه به اميد خدا حالتون خوبه و هنوز نمرديد نفس ميكشيد  خوب خدارو شكر والا منم بد نيستم اين يه هفته كه نبودم حسابي خوش گذروندم جاي شما خالي  ولي امروز اين كامي مسخره حسابي اعصابمو ريخت بهم  اين بار ۳ مينويسم به خدا  واسه خودش خود سر شده هر كاري دلش ميخواد ميكنه خاموش ميشه هروقت دلش ميخواد روشن ميشه  بزنم بكشمشا  خوب بگذريم چه كارا ميكنيد من كه حسابي سرم شلوغه كلاسامم ترم جديدشون شروع شد خستم كردن والا ولي من ترجيح ميدم ۱۰۰۰۰۰ تا كلاس برم مهر نياد مهر كه ميشه به خدا من عذا ميگيرم راستي تا يادم نرفته من تو اين هفته دو تا تصميم گرفتم  كاره ماام شده جريان تصميم كبري  اولين تصميم كبري اهان ببخشيد هانا اسم خودمو سارا رو جدا كردم اخهميدونيد بچه ها سارا خيلي خيلي........ كم مياد تو وبلاگ سر بزنه ولي من اكثر اوقات ميام اگه ام بتونم مي اپم  واسه همين جدا كردم كه معلومم باشه كدوم نوشته واسه كيه ولي چند تا از نوشته هاي سارا به اسم من شده  سارا جون شرمنده  نوشته هاي شنگول و منگول و  چشم چراني قوانين راهنمايي رانندگي اي دلم واسه سارا كه ايشالله خودشم مياد تو وبلاگ و اپ ميكنه  خوب اما اون يكي تصميم من گفتم چه كاري يه وبلاگ ديگه بزنيم به همين خاطر )جمله ادبي شد( از اين لحظه به بعد همه مطلبامو ميزارم اينجا طنز شعر خلاصه يه وبلاگ كلي ميشه ديگه

خوب ديگه وقتتونو نميگيرم

همتونو دوس ميدارم  قربون همگي باي باي


 

نوشته شده توسط hana در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 0:29 موضوع | لینک ثابت