بههههههههههههههه سلام هانا جون ببینم دختره ورپریده تو پشت سره من چی گفتی هان ؟؟؟؟اخ دلم بدجوری درد میکنه اگه این دل دردم نبود چنان حالتو میگرفتم

جاتون خالی امروز با دادشیم رفتیم بیرون بعدش کلی سرش غر زدم منو برد یه رستوران غذا بخوریم منم دیدم داداشه داره خرج میکنه گفتم یه دلی از عزا در بیارم خلاصه هر چی بگید سفارش دادم اونم هیچی نگفت اخر سر چنان دلدردی گرفتم که نگو تا الان دلم داره درد میکنه خوب بگذریم همش شد درد و مرض

خوب چطورید منو نمیبینید خوشید ؟چی؟ارههههههههههههههههههههه ای نامردا الهی بمیرید

منو باش با این حال نزارم دارم واستون خاطره مینوسیم

ببینم هانا واسه چی این همه خالی میبندی تو کی کلاس میری همش که تو همین اینترنت و تالار پلاسی

یا همش داری با عشقت که (منم ) میچتی

راست میگی یه مدت اصلا حوصله وبو نداشتم ولی مثل اینکه شماها مهره مار دارین طاقت دوریتونو نداشتم گفتم بزار بیام عرض ادبی کرده باشم قبل از اینکه این هانا خبر مرگم رو واستون نرسونده باشه هاناست دیگه همه چی ازش بر میاد.. دلم منم اندازه یه حبه قند شده بود البته نه اون حبه بزرگه ها خوب دیگه من برم دل درد امونم بریده مادر چشمی واسم باقی نمونده دستام داره میلرزه من برم کپه مرگمو بزارم یه ذره دلدردم بلکه بهتر شه قلبونه همتون سارایی


 

نوشته شده توسط hana در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 1:59 موضوع | لینک ثابت