تبليغاتX
Funny City

خوب دوستاي گلم اينم اولين اپ از تصميم تازم  البته اين فقط واسه شروع وگرنه وبلاگ حسابي خونه تكوني ميشه  

عاشق                           عاشق تر

نبود در تار و پودش           ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

تو


 

نوشته شده توسط hana در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 0:33 موضوع | لینک ثابت


من اومدم با تصميماي تازه

سلام بچه ها خوفيد خوشيد  نزنيد بابا نامردا نزنيد ميدونم خودم دير اپ كردم خوب بابا دليل داره واسيه اهه ميگم واسيد كشتيد منو شماها قاتلا جنايتكارا  اولا من يه هفته نت نيومدم بعدشم دليل اصلي تر تر ترم اينه كه مگه من نگفتم نظر بديد تا شماها نظر نديد من دوباره اپ نميكنم  چه بخوايد چه نخوايد  ولي خدايي دلم براتون خيلي تنگيده داشتم احوال پرسي ميكردما  انشالله كه به اميد خدا حالتون خوبه و هنوز نمرديد نفس ميكشيد  خوب خدارو شكر والا منم بد نيستم اين يه هفته كه نبودم حسابي خوش گذروندم جاي شما خالي  ولي امروز اين كامي مسخره حسابي اعصابمو ريخت بهم  اين بار ۳ مينويسم به خدا  واسه خودش خود سر شده هر كاري دلش ميخواد ميكنه خاموش ميشه هروقت دلش ميخواد روشن ميشه  بزنم بكشمشا  خوب بگذريم چه كارا ميكنيد من كه حسابي سرم شلوغه كلاسامم ترم جديدشون شروع شد خستم كردن والا ولي من ترجيح ميدم ۱۰۰۰۰۰ تا كلاس برم مهر نياد مهر كه ميشه به خدا من عذا ميگيرم راستي تا يادم نرفته من تو اين هفته دو تا تصميم گرفتم  كاره ماام شده جريان تصميم كبري  اولين تصميم كبري اهان ببخشيد هانا اسم خودمو سارا رو جدا كردم اخهميدونيد بچه ها سارا خيلي خيلي........ كم مياد تو وبلاگ سر بزنه ولي من اكثر اوقات ميام اگه ام بتونم مي اپم  واسه همين جدا كردم كه معلومم باشه كدوم نوشته واسه كيه ولي چند تا از نوشته هاي سارا به اسم من شده  سارا جون شرمنده  نوشته هاي شنگول و منگول و  چشم چراني قوانين راهنمايي رانندگي اي دلم واسه سارا كه ايشالله خودشم مياد تو وبلاگ و اپ ميكنه  خوب اما اون يكي تصميم من گفتم چه كاري يه وبلاگ ديگه بزنيم به همين خاطر )جمله ادبي شد( از اين لحظه به بعد همه مطلبامو ميزارم اينجا طنز شعر خلاصه يه وبلاگ كلي ميشه ديگه

خوب ديگه وقتتونو نميگيرم

همتونو دوس ميدارم  قربون همگي باي باي


 

نوشته شده توسط hana در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 ساعت 0:29 موضوع | لینک ثابت


روز پدر مبارک باد

سلام دوستای خوشملم حالتون خوفه دیدید به قولمون وفا کردیم زود به زو وبلاگ اپ کردیم  این سارام با کتک راضیش کردیم بیاد  از اون روز که دل درد گرفته بود دیگه ندیدمش  دلم واسش تنگ شده فکر کنم جان به جان افرین تسلیم کرد البته زیاد مهم نیست دیگه عمره خودشو کرده بود  سن و سالی ازش گذشته بود   خوب بچه ها بگذریم اومدم وب اپ کنم که روز پدر به همه باباهای گل تبریک بگم  همچنین بابای گل خودم  خوب من دارم میرم خونه بابا بزرگم  اگه دیگه منو ندیدین حلالم کنید چون فکر کنم سارا بعد از خوندن این مطلب بیاد منو خفه کنه  من دیگه میرم دیرم شده دوستتون دارم  راستی بچه ها اینقدر نامرد نباشید  میاید یه نظر ناقابلم بدید  اگه نظر ندید من میدونم با شما ها افرین بچه های خوب پس چی شد اگهمیخواید زنده بمونید نظر میدید خوب دیگه

مواظب خودتون باشید  روی ماه همتونو میبوسم  (منظورم اونایی که نظر میدن بود)قربون همگی بای بای


 

نوشته شده توسط hana در جمعه پنجم مرداد 1386 ساعت 19:45 موضوع | لینک ثابت


ای دلم

بههههههههههههههه سلام هانا جون ببینم دختره ورپریده تو پشت سره من چی گفتی هان ؟؟؟؟اخ دلم بدجوری درد میکنه اگه این دل دردم نبود چنان حالتو میگرفتم

جاتون خالی امروز با دادشیم رفتیم بیرون بعدش کلی سرش غر زدم منو برد یه رستوران غذا بخوریم منم دیدم داداشه داره خرج میکنه گفتم یه دلی از عزا در بیارم خلاصه هر چی بگید سفارش دادم اونم هیچی نگفت اخر سر چنان دلدردی گرفتم که نگو تا الان دلم داره درد میکنه خوب بگذریم همش شد درد و مرض

خوب چطورید منو نمیبینید خوشید ؟چی؟ارههههههههههههههههههههه ای نامردا الهی بمیرید

منو باش با این حال نزارم دارم واستون خاطره مینوسیم

ببینم هانا واسه چی این همه خالی میبندی تو کی کلاس میری همش که تو همین اینترنت و تالار پلاسی

یا همش داری با عشقت که (منم ) میچتی

راست میگی یه مدت اصلا حوصله وبو نداشتم ولی مثل اینکه شماها مهره مار دارین طاقت دوریتونو نداشتم گفتم بزار بیام عرض ادبی کرده باشم قبل از اینکه این هانا خبر مرگم رو واستون نرسونده باشه هاناست دیگه همه چی ازش بر میاد.. دلم منم اندازه یه حبه قند شده بود البته نه اون حبه بزرگه ها خوب دیگه من برم دل درد امونم بریده مادر چشمی واسم باقی نمونده دستام داره میلرزه من برم کپه مرگمو بزارم یه ذره دلدردم بلکه بهتر شه قلبونه همتون سارایی


 

نوشته شده توسط hana در سه شنبه دوم مرداد 1386 ساعت 1:59 موضوع | لینک ثابت